ولایتمداری ضامن حفظ امنیت در نظام جمهوری اسلامی ایران است

ولایتمداری ضامن حفظ امنیت در نظام جمهوری اسلامی ایران است

حجت الاسلام والمسلمین دشتی امام جمعه موقت بوشهر در خطبه های نمازجمعه این هفته (1 آذر ماه):
تاريخ: 1/9/1398
كد مطلب: 35652
بازديد: 55

خطبه اول

به تناسب موضوعات روز یک بحث اخلاقی را تقدیم حضور نمازگزاران محترم می کنم که ان شاءالله قابل استفاده باشد هم برای خودم و هم مردم و آن هم داستان صفتی مضموم در وجود انسانی است به نام خشونت و غضب.

در این زمینه بحث فراوان وجود دارد اما متأسفانه اگر پدیده های اجتماعی را صرف نظر از بعدهای مختلف امنیتی و اقتصادی انسان بررسی بکند یک نکته ای شاید گم بماند و آن بعد تربیتی است.

جامعه ما از بعد فرهنگی به کجا رسیده است ؟، آیا درون دل های مردم عطوفت، رحمت، محبت به هم و خیر خواهی به هم چه مقدار است؟، گاهی پدیده هایی که انسان از صدا و سیما می بیند، پدرده های خشونت آمیز ، مشاهده می کند یک جوان درونش پر از غضب است، با خشونت و بی رحمی برخورد می کند، گریه انسان ضعیف دل او را نمی لرزاند، پیر مرد، پیر زن در برابر او گریه می کنند او احساسی نمی کند. چطور انسان به اینجا می رسد که خشن می شود؟، خوب این بصورت نادر در جامعه دیده می شود اما وقتی به صورت یک فرهنگ بخواهد در جامعه نفوذ کند و گروهی خشن بشوند این نیاز به یک بحث های تربیتی و فرهنگی در جامعه دارد.

بحث غضب و خشونت و خصوصاً قوه غضب می دانید که طبق مباحث اخلاقی یک غریزه الهی است و انسان درونش قوه ای دارد و آن قوه غضب است . این قوه خاصیتش و خصوصیت و ویژگی آن این است که انسان در برابر آن چه مصلحت او و اجتماع نیست و به ضرر او می باشد در برابر آن اقدام می کند و عکس العمل نشان می دهد. این را ما در تعبیرات اخلاقی بعنوان قوه غضب می دانیم و این قوه غضب جزء ضروریات زندگی انسان است  و انسان باید دفع بکند اموری را همان طور که باید جزب بکند اموری را.

میل ها و گرایش های انسانی فطری است همان طور که واگرایی ، برخورد، ابراز تنفر و بد آمدن و ناراحت شدن هم درون انسان فطری است و نمی توان از فطرت انسان آن را بیرون کرد و خداوند هم نخواسته که انسان این قوه و غریزه را درون خود نابود کند.

ممکن است گروهی بگویند انسان باید تجسم محبت باشد، هیچ گاه غضب نکند، ممکن است به دین های تحریف شده انتصاب داده باشند که مسیحیت گفته اگر به یک طرف شما سیلی زدند شما طرف دیگر صورت هم در اختیار گذارید و عکس العمل نشان ندهید، این نشانه محبت است ولی این را در معارف دین چنان که فطرت هم این را نمی پذیرد که انسان در برابر ظلم حالت انظلام به خود بگیرد و تحمل بکند و باید اینجا قوه دفع در او وجود داشته باشد ، عضب و برخورد بکند.

لذا اصل وجود این غریزه الهی در وجود انسان ضرورت دارد اما چیزی که وجود دارد این است که انسان موظف است این غریزه را اعتدال ببخشد، افراط و تفریط در هر غریزه ای انسان را مبتلا می کند به گرفتاری ها و بدبختی ها .

انسانی که در غریزه ی  غضب به افراط کشیده شود، وقتی که کنارش قرار می گیری از صورت و زبان و نوع رفتارش شرارت بیرون می آید، انسان از او می ترسد. گروهی انسان ها اینگونه خود را تربیت کرده اند که شرور بار آمده اند در جامعه و مردم از ترس آن ها به آن ها احترام می گذارند، از ترسشان به آن ها امتیاز می دهند و در برابر آن ها سکوت می کنند چون انسان شروری است و زبانش به فحاشی باز می شود و یا آدم بد اخلاق و کج خلقی است  و ضرب و شتم می کند و لذا احترام می گذارند.

انسانی که در ذات خود شرور شده است این قوه را به حد افراط در خود ایجاد کرده و اگر این روحیه در جامعه حکومت پیدا بکند هم قصاوت قلب ایجاد می شود درون همچنین آدمی  یعنی آن جا که مردم دلشان می لرزد و گریه می کنند او هیچ احساسی ندارد، او در برابرش به یک یتیم هم تعرض بکنی ، به یک مظلوم هم ظلم بکنی او می خندد، هیچ احساسی ندارد و خوشش می آید یک مظلوم در برابر او ذلت بکشد و دست ذلت به طرفش دراز بکند، این قصاوت قلب یک فساد فردی است اما این خصوصت و غریزه خشونت نه تنها قصاوت قلب درست می کند در جامعه بلکه مفاسد اجتماعی خیلی زیادس که ما در جامعه می بینیم آثار همین کج خلقی ها و شرارت ها است.

می بینید در خانواده مسأله طلاق فراوان می شود، فرزندان فراری چطور از خانواده به دست می آید ، وقتی بی احترامی ها، کج خلقی ها، ضرب و شتم ها درون خانواده پیدا می شود و این بچه ها چگونه تربیت می شوند؟، این ها بچه های شرور اجتماع می شوند.

می بینید که بحث اعتیاد منشأ آن همین عدم تربیت و فرهنگ هایی که در جامعه رسوخ پیدا کرده و در خانواده نتوانسته اند تربیت بکنند فرزندان را و مشکل خلق بد خیلی آثار و مفاسد دیگر دارد.

اگر بخواهیم این را بررسی بکنیم  نشان می دهد دعوا های سیاسی ما گاهی با کج خلقی و بداخلاقی همراه است ، انسانی که زبان و رفتارشان از آن شرارت می بارد ، این ها همه تربیت اخلاقی  از بعد غضبی را پیدا نکرده اند ، قتل ها، غارت ها، تعرض ها به نوامیس مردم، همه این ها ریشه پیدا کرده در بعد قوه غضب که اگر تربیت نشود و بصورت افراط  در فردی تحقق پیدا بکند مبتلا می شود.

اینجا است که تربیت اجتماعی خیلی تأثیر دارد ، خصوصاً رفتار یک انسان در جامعه آموزش می دهد.

پیامبر طبق آیات کریمه تجسم اخلاق بود. پیغمبر با اخلاقش مردم را تربیت می کرد.

روش اخلاقی مردم اگر بخواهد تحت تأثیر ما قرار بگیرد باید خواص از ما مهر و محبت و تحمل را ببینند. انسان مؤمن تحملش خیلی بالا است، حلم و بردباری او خیلی بالا است و زود عصبانی نمی شود.

خداوند به پیامبران الهی به خصوص رسول خدا (س) فرمود که اگر تو غلیظ القلب و سخت دل بودی مردم از دور تو پراکنده می شدند و تو با اخلاقت مردم را جذب کردی و این روش جذب است و پیامبر توانست اعرابی که جاهلیت و غارت کردن و خشن بودن در ذاتشان بود  از آن ها تمدنی درست کرد و یک انسان هایی درست کرد که ایثار می کردند و در جنگ احد که همه زخمی بودند و تشنه بودند. آب به نفر اول تعارف کردند و گفت نفر دیگر زخمش بیشتر است و تا ده نفر آب را به نفر دیگر انتقال دادند و بعد همه به شهادت رسیدند، انسان های بخشنده و احسان کننده به دیگران.

اخلاق حسنه موجب سعادت و خوشبختی انسان می شود.

دو کافر را که آوردند نزد پیغمبر که در برابر اسلام جنگیده بودند ، هنگامی که دستور اعدام این ها صادر شد، جبرئیل نازل شد که یا پیغمبر این یک نفر را عفو بفرما، برای چه، گفت این انسان خوش اخلاقی است و مردم در هنگام مشکلات به او مراجعه می کنند و ما می خواهیم او عفو شود و پیامبر او را عفو کرد. هنگامی که گفت چرا من را عفو کردی  و دلیل را متوجه شد، گفت اسلام شما بخشندگی را می پسندد، اخلاق را می خواهد  و مسلمان شد.

اسلام منادی اخلاق است و خداوند رحمتش بر غضبش سبقت دارد و اینجا است که در جامعه اسلامی باید تجسم رحمت باشد ، مهر و محبت باشد و غضب و خشونت یک امر فردی باشد، تحمل همدیگر.

اینجا است که متوجه می شویم ما به تربیت جامعه نپرداخته ایم و جوانانمان سطح تحملشان خیلی پایین است و بین دو دوست خیلی ساده فحاشی می شود و به هم می پرند و این منشأ آن این است که قوه  غضب در او زیاد است و هنوز تحملش بالا نرفته  و کم است و این ها نیاز به تربیت دارند.

انسانی که حلم دارد باید بر این نعمت شاکر باشد و در روایات آمده که اگر حلم نداری خود را به بردباری بزن، تحلم بکن، نشان بده که صبوری و تحمل داری.

متأسفانه در این خشونت هایی که در این چند روز دیدیم متأسفانه از زنان استفاده کردند و شعار غیرت را می دادند و می گفتند غیرت شما کجا رفته و بیایید برای غیرت این کارها را انجام دهیم.

غیرت که گاهی ما متدینین هم ممکن است به اشتباه بیافتیم ، غیرت آن چیزی که در مباحث اخلاقی می گویند غیر از غضب است و این است که انسان روحیه ای داشته باشد که محافظ ناموسش باشد، انسانی که حافظ ناموسش باشد غیرتمند می گویند. ناموس همیشه خانواده نیست. انسان همسر و فرزندانش ناموسش هستند، انسانی که ببیند تعرض می شود به ناموسش باید عکس العمل نشاند دهد وگرنه غیرت ندارد و انسان اینجا باید قوه غضبیه او حرکت کند. انسان باید دفع کند و اگر بی غیرتی بکند و تحمل بکند که به ناموسش تعرض می شود این بی غیرتی است .

دقت بکنید که بی غیرتی با این خشونت ها نباید اشتباه گرفته شود و انسان در برابر نوامیسش غیرت داشته باشد. وطن ما هم جزء ناموس ما است و اگر کسی به ناموس و وطن ما تعرض بکند کسی که بنشیند در جای خود بی غیرتی کرده است.

تمام مقدسات ما ناموس ما هستند ، دین ما ، نظام اسلامی، رهبریت امت ناموس ما هستند و کسی که در برابرشان به این ها بی احترامی شود و عکس العمل نشان ندهند غیرت دینی ندارند و کسانی که در برابرشان به نظام و رهبرشان بی احترامی شود این ها غیرت انقلابی ندارند و این ها را به بی غیرتی متهم می کنیم.

اما آن چیزی که در حقیقت غیرت مهم است محافظت بر نوامیس است  و این مهم است و این را نباید با خشونت های افراطی که انسان بیافتد در جان و مال مردم و غارت بکند مردم را و بگوید غیرت داشتیم، این غیرت نیست و تحریف مفاهیم ارزشی است که امروز در همه جوامع گرفتار آن هستیم و از تمامی ارزش ها سوء استفاده می شود، حقوق بشر، آزادی و این سوء استفاده ها باعث خون ریزی ها و فساد در جوامع شده است.

ان شاءالله خداوند به ما توفیق تربیت خود و جامعه را عنایت بفرماید.

 

 

خطبه دوم

هفته مبارکه بسیج را داریم، 40 سالگی بسیج قهرمان را به بسیجیان مخلص، آگاه  و حافظان همیشگی انقلاب تبریک می گویم.

به نظر می رسد که امروز بسیجیان و فرهنگ بسیجی درمان تمام دردهای اجتماع است.

این تئوری که امام (ره) آن را خلق کرد امروزه ما در هر عرصه ای که مشکلی داریم باید از فرهنگ بسیجی و بسیجیان استفاده بکنیم.

مقام معظم رهبری فرمود فرهنگ است بسیجی بودن و این فرهنگ امروز در فرمایشات اخیرشان فرمودند که ما در عرصه نظامی پیروز شدیم و 8 سال دفاع مقدس، در عرصه ی سیاسی پیروز شدیم، امروز سیاست جهانی می بینید بر طاغوت ها غلبه کردیم و استبداد را بیرون کردیم، در برابر سیاست های غرب استقامت کردیم، امروز این جبهه مقاومت در تمام جهان تشکیل دادیم، در عرصه امنیتی هم پیروز شدیم و الحمدلله مشاهده می کنید که این انسان هایی که نقشه ریخته بودند سال ها طی 48 سال نیروهای امنیتی و بسیجی ما  نا امنی را در همان نقطه شروع خفه کردند، این بسیج در همه عرصه ها تأثیر گذار بوده است .

آن وعده ای که مقام معظم رهبری داده اند که ما ان شاءالله در این مبارزه اقتصادی هم پیروز خواهیم شد یقین بدانید در این عرصه هم هنرنمایی بسیج خود را باید نشان دهد و اینجا است که فرهنگ بسیجی در حقیقت ترکیبی از بصیرت است  و یک بسیجی بصیرت، اخلاص، شجاعت دارد و اراده مسمم به هیچ چیز نمی گوید نمی توانم  و در هر جا بسیجی را در آن قرار دهند با آن پشتکار و توانمندی که در خود می بیند بدون اتکا به دشمن و دیگران آن جا را حل می کند و معجزه ساز است بسیج و بسیج در عرصه فرهنگ دشمن شناسی و شناخت نیازهای زمان، اقدام شجاعانه، شکستن همه موانعی که سد رشد این انقلاب است همیشه پیروز است.

اینجا است که ما از مسئولین می خواهیم اگر بخواهید دردی که به نظر شما درد بی درمان اقتصاد است حل شود باید بسیج بیاید و در زمینه اقتصادی باید بسیجیان و مردم مخلص فراهم بکنیم تا اقتصاد ما از این معضلات بیرون بیاید.

ما 40 سال عمر این انقلاب را به همه بسیجیان خصوصاً فرماندهان محترم که حضور دارند تبریک عرض می کنم و از همه آن تشکر و تقدیر می کنم و امیدوارم که که بسیج بتواند این پرچمی که به دست رهبر ما است و او هم فرهنگ بسیج را تبلیغ می کند در جلو همه کسانی که اهل مقاومت هستند این پرچم را به دست امام زمان (عج) بسپارند.

در مورد ناآرامی های اخیر که در موضوع گرانی بنزین پیش آمد.

طبیعتاً همه مردم با بصیرت آن طور که من مشاهده نمودم در مصاحبه ها مردم آگاه هستند و همه جوانب برای آن ها روشن است اما ضرورتی بر تأیید  دارد که اینجا بنده عرایضی را تقدیم بکنم.شاید هم جاهایی برای ابهام وجود دارد.

چهار موضوع دارد بحث گرانی بنزین که باید این هارا از هم تفکیک کنیم، انسان هایی که برای تفسیر مطالبی را برای دیگران می خواهند منتقل کنند باید این 4 موضوع را تفکیک کنند.

مسأله اول اینکه آیا بنزین باید گران شود یا نه؟قیمتش بیشتر شود یا نه؟

این را همه مردم، خواص و کسانی که دقت اقتصادی دارند می دانند که بنزین با توجه به وضعیت فعلی قیمت مناسبی ندارد.

می دانید که ما در مصرف بنزین دو برابر میانگین جهانی نصرف می کنیم و در مصرف انرژی در جهان رده اولیم و از چین هم رد کرده ایم، چین 19 برابر ما جمعیت دارد اما طبق آماری که به ما دادند 69 میلیارد داریم انرژی مصرف می کنیم در حالی که چینی ها 46 میلیارد یارانه انرژی می دهند و این بخاطر این است که هم ارزانش کردیم و هم عدالت در تقسیم وجود ندارد و همه بلکه سه دهک بالای جامعه بیشتر دارند از این یارانه استفاده می کنند .

قاچاق بنزین  حدوداً 30 میلیون بشکه بنزین روزانه قاچاق می شود به خاطر اینکه ارزان است  و این چیزی نیست که کوله بر ها بخواهند منتقل کنند بلکه بصورت های حجیم قاچاق دارد می شود.

در برابر این مشکل چه باید کرد ، طبیعی است که در یک روند منطقی بنزین باید قیمت خود را پیدا می کرد و هم محدود می شد در جامعه و هم یارانه هایی که به جیب دیگران می رود کمتر می شد و به کسانی که مستضعف هستند باید می رسید و اینجا است که بحث کلیت این موضوع درست بود و همه می دانند که وضعیت سوخت در جامعه باید درست می شد.

اما آن چیزی که مهم است مسأله دوم  کیفیت اجرای این مسأله است.

در کیفیت اجرا متأسفانه اکثریت خواص اجتماع، نمایندگان مجلس ، بزرگان و خواص ما و حتی مراجع ما اعتراض داشتند در کیفیت اجرایی که انجام گرفت . آن ها معتقد بودند که این افزایش باید تدریجی باشد و نباید شُک به جامعه وارد شود و باید در بحث گران شدن کالا ها نظارت قوی باشد.

شاید گران شدن بنزین به خیلی ها ضرر نزند به دلیل اینکه مصرف بنزینشان آن طور نباشد  و با یارانه هایی که داده می شود قابل حل است اما آن چیزی که نگرانی مردم را بیشتر می کند این است که گرانی بنزین منشأ گرانی دیگر کالا ها می شود و این نتیجه این است که نظارت ضعیف است و علی رغم وعده ها حتی در دولت های قبل متأسفانه بازار تمکین نمی کند و کالا ها خودبه خود افزایش پیدا می کند و این نیاز به نظارت قوی دارد  و اینجا است که هم مقام معظم رهبری و هم دیگر دلسوزان نظام همه تأکید داشتند ولو اینکه کار درستی است ولی باید نظارت دقیقی وجود داشته باشد تا کالاهای دیگر گران نشود.

اینجا است که چیزی که ما ملاحظه می کنیم  در روش و رفتار دلسوزان اجتماعی در این مسأله است که این اعتراض به نظر وارد می شود.

در بعد امنیتی مردم ما واقعاً با بصیرت مثال زدنی در میدان آمدند. مردم اعتراض دارند و نقد خود را وارد می دانند.

در یک جامعه مردم سالار هیچ اشکالی ندارد مردم اعتراض داشته باشند، نقد کنند، می توانند از طریق نمایندگان اعتراض کنند، از طریق نشریات اعتراض کنند و می توانند هم تجمع با اجازه داشته باشند و در جامعه مردم سالار هیچ اشکالی وجود ندارد و نهایت اگر دیدند که به آن ها توجه نمی شود در یک جامعه مردم سالار انتخاب مدیران دست مردم هستند و دیگر انتخابشان نمی کنند و در انتخابات خود را نشان می دهد.

اما هنگامی که در میان دشمنان قرار گرفتیم و آن ها خواستند که از این روش صحیح مردم موج سواری بکنند مردم باید تشخیص دهند که اگر روش انتقادشان را اینگونه اقدام کنند دشمنان چگونه عمل می کنند، اینجا است که مردم آگاه ما یکی ، دو روز اولیه دیدند دشمنان دارند سوء استفاده می کنند صف خود را جدا کردند و آفرین بر این ملت باید گفت که با بصیرت و آگاهی دشمن شناس است و الآن می بینیم در جای جای کشور مردم دارند راهپیمایی می کنند و انتظار داریم همه دوستان روز شنبه در استان ما هم این حرکت صورت بگیرد که پایه امنیت ما را محکم تر خواهد کرد ، مردم امنیت و نظام خود را می خواهند ، رهبریت امت خود را می خواهند و در عرصه حاضرند هر چند انتقاد خود را هم دارند.

اینجا است که من هم به مردم درود و تقدیر دارم و همچنین از مسئولین امنیتی کشور، خصوصاً بسیج و نیروی انتظامی که شبانه روز کار کردند.

بنده در بسیج حضور دارم و دیدم که مسئولین و فرماندهان گاهاً چند شبانه روز نخوابیدند تا امنیت اجتماعی را حفظ کنند و الحمد لله با کمترین مشکلات ما توانستیم مشکل را محدود کنیم و این ها تلاش دوستان بود در بعد امنیت مسأله.

قسمت چهارم حضور مقام معظم رهبری  که خیلی اهمیت دارد.

بعضی ها ادعا کردند که چرا مقام معظم رهبری موافقت خود را با این وضعیت اعلام کرد.

فکر کنید که اگر موافقت نمی کرد چه پیش می آمد.؟.

سران سه قوه با آن کارشناسانی که در کنارشان هستند تصمیم خود را اعلام و اقدام کردند، مجلس آمادگی معارضه داشت، مردم در حال راهپیمایی بودند، مقام معظم رهبری جوانب را می بیند و بینش قوی دارد.

آن چیزی که مقام معظم رهبری فرمود که کارشناسان گفته اند و بنده سررشته ای ندارم  نه در اصل کار بود و اصل کار که همه می دانیم  که ضرورت دارد و نیاز به کارشناسی هم ندارد، آن چیزی که ابهام وجود دارد آن است که در این زمان  و این گونه آیا مصلحت جامعه بوده یا نه؟.

مقام معظم رهبری می فرمود که الآن وقتش بود اما سران سه قوه اعتقاد بر این دارند که الآن وقتش است و باید اقدام بکنیم  و راه حل دیگری نداریم، وضعیت اقتصادی به صفر رسیده و باید با این کار وضعیت اقتصادی خود را رشد دهیم. مقام معظم رهبری فرمودند که من تکیه می کنم، اعتماد می کنم به سران سه قوه و آن ها از بعد کارشناسی  این را وظیفه خود می دانند که این کار را انجام دهند.

ولی امروز این سؤال را جواب دهید که اگر مقام معظم رهبری این همراهی را نمی کرد چه پیش می آمد؟.، اختلافی که بین سه قوه ایجاد می شد، اختلافی که بین مردم با دولت ایجاد می شد و تحرکاتی که دشمن انجام می داد یقین بدانید از بعد امنیتی مشکلات مضاعفی برای مملکت ایجاد می شد لذا مقام معظم رهبری با آن تفکری که داشتند جلو خیلی از توطئه ها را گرفتند و الآن کسانی که در راهپیمایی شرکت می کنند یا خود را کنار کشیدند از این حرکت ها که موجب ناامنی می شود همه گفتند فرمایش مقام معظم رهبری بود و ما تسلیم فرمایش آقا هستیم و به رأی او خود را کنار کشیدیم.

این ولایتمداری و تعبد به ولایت ضامن حفظ این مملکت شد . الحمدلله خداوند به مقام معظم رهبری و امام ما آن دور بینی و این بینش کامل را عنایت کرده که در جاهایی که حتی محبوبیت انسان هم زیر سؤال می رود و اگر کسی محبوبیت می خواست باید همراهی ملت می کرد اما برای نظام و حفظ نظام اعتبار و آبروی خود را هزینه کردند.

خداوند بر توفیقات ایشان بیافزاید. 

ارسال نظر
نام و نام خانوادگي
ايميل